تبليغاتX
مسیح زمان -

مسیح زمان

به وبلاگ بسیج دانشگاه پیام نورساری خوش آمدید

لقب آن حضرت

در کتاب مطالب السؤول در اين باره آمده است : القاب آن حضرت عبارت است

ازرضا، صابر ، رضي و وفي ، که مشهورترين آنها رضاست . در فصول المهمة نيز

مشابه اين مطلب آمده با اين تفاوت که در آنجا به جاي القاب رضي و وفي ،

زکي و ولي ياد شده است . در مناقب ابن شهر آشوب گفته شده است :

احمد بزنطي گويد : بدان جهت آن حضرت را رضا ناميدند که او از خدا در

آسمانش رضا بود و براي پيامبر و ائمه در زمين رضا بود . و نيز گفته اند چون

مخالف وموافق گرد آن حضرت بودند وي را رضا ناميدند . همچنين گفته اند :

چون مأمون بدان حضرت ، رضايت داد وي را رضا گفتند . 

 

کنيه آن حضرت

کنيه آن حضرت را ابوالحسن و نيز ابوالحسن ثاني خوانده اند . ابو الفرج اصفهاني 

در مقاتل الطالبين روايتي نقل کرده و مبني بر آن که کنيه آن حضرت ، ابو بکر

بوده است . وي به سند خود از عيسي بن مهران از ابوصلت هروي نقل کرده

است که گفت : روزي مأمون از من پرسشي کرد . گفتم : ابو بکر در اين باره

چنين و چنان گفته است . مأمون پرسيد : کدام ابو بکر ؟ ابو بکر ما يا ابو بکر

اهل سنت ؟ گفتم ابوبکر ما . پس عيسي از ابوصلب پرسيد : ابو بکر شما

کيست ؟ پاسخ داد : علي بن موسي الرضاست که بدين کنيه خوانده مي شود . 

نقش انگشتري آن حضرت

در فصول المهمة گفته شده است : نقش انگشتري امام رضا ( ع )

" حسبي الله " بود و در کافي به سند خود از امام رضا ( ع ) نقل شده است

که فرمود: نقش انگشتري من " ما شاء الله لا قوه الا بالله " است .

صدوق نيز در عيون گويد : نقش انگشتري آن حضرت " وليي الله " بود .

دربان آن حضرت در فصول المهمه نام دربان آن حضرت " محمد بن فرات

" و در مناقب " محمد بن راشد " ذکر شده است .

شاعر آن حضرت دعبل خزاعي ، ابو نواس و ابراهيم بن عباس صولي ،

شاعران آن حضرت بودند .

 

صفات ظاهري آن حضرت

در فصول المهمه آمده است که آن حضرت قامتي معتدل و ميانه داشت .

اخلاق و رفتار آن حضرت طبرسي در اعلام الوري گويد: درباره گوشه اي

از خصايص و مناقب و اخلاق بزرگوارانه آن حضرت ، ابراهيم بن عباس

( يعني صولي ) گويد : رضا ( ع ) را نديدم که از چيزي سؤال شود و آن را نداند

و هيچ کس را نسبت بدانچه در عهد و روزگارش مي گذشت داناتر از او نيافتم .

مأمون بارها او را با پرسش درباره هر چيزي مي آزمود و امام به او پاسخ

مي داد و پاسخ وي کامل بود و به آياتي از قرآن مجيد تمثل مي جست .

آن حضرت هر سه روز يک بار قرآن را ختم مي کرد و خود مي فرمود :

اگر بخواهم مي توانم در کمتر از اين مدت هم قرآن را ختم کنم امامن هرگز

به آيه اي برنخورده ام جز آن که در آن انديشيده ام که چيست و در چه

زمينه اي نازل شده است .

همچنين از ابراهيم بن عباس صولي نقل شده است که گفت : هيچ کس

را فاضل تر از ابوالحسن رضا نه ديده و نه شنيده ام . از او چيزهايي ديده ام

که از هيچ کس نديدم . هرگز نديدم با سخن گفتن به کسي جفا کند .نديدم

کلام کسي را قطع کند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود . هيچ گاه حاجتي

  را که مي توانست برآورده سازد ، رد نمي کرد . هرگز پاهايش را پيش روي

کسي که نشسته بود دراز نمي کرد . نديدم به يکي از دوستان يا خادمانش

دشنام دهد . هرگز نديدم آب دهان به بيرون افکند و يا در خنده اش قهقهه بزند

بلکه خنده او تبسم بود. چنان بود که اگر تنها بود و غذا برايش مي آوردند غلامان

و خدمتگزاران و حتي  دربان و نگهبان را بر سر سفره خويش مي نشانيد و باآنها

غذا مي خورد . شبها کم مي خوابيد و بسيار روزه مي گرفت . سه روز ،

روزه در هر ماه را از دست نمي  داد و مي فرمود : اين سه روز برابر با روزه

يک عمر است . بسيار صدقه پنهاني  مي داد بيشتر در شبهاي تاريک

به اين کار دست مي زد . اگر کسي ادعا کرد که فردي مانند رضا ( ع ) را

در فضل ديده است ، او را تصديق مکنيد . طبرسي از محمد بن ابو عباد

نقل کرده است که گفت : " امام رضا ( ع ) در تابستان بر حصير و در زمستان

بر پلاس بود . جامه خشن مي پوشيد و چون در ميان مردم مي آمد آن را

زينت مي داد . صدوق در عيون اخبار الرضا ( ع ) گويد : آن حضرت کم خوراک

بود و غذاي سبک ميخورد . در کتاب خلاصة تذهيب الکمال به نقل از سنن

ابن ماجه گفته شده است : امام رضا ( ع ) سيد بني هاشم بود و مأمون

او را بزرگ مي داشت و تجليلش مي کرد و او را وليعهد خود در خلافت قرار

داد . حاکم در تاريخ نيشابور گويد : وي با آن که بيست و اندي از سالش

مي گذشت در مسجد رسول الله ( ص ) فتوا صادر مي کرد . و در

تهذيب التهذيب آمده است : رضا با وجود شرافت نسب از عالمان و فاضلان

بود . صدوق در عيون اخبار الرضا ( ع ) به سند خود از رجاء بن ابوضحاک که

مأمون وي را براي آوردن امام رضا ( ع ) مأموريت داده بود ، نقل کرده است :

به خدا سوگند مردي پرهيزکار تر و ياد کننده تر مر خداي را و خدا ترس تر

از رضا ( ع ) نديدم . وي در ادامه گفتار خود مي افزايد : وي  به هر شهري

که قدم مي گذاشت مردم آن شهر به سويش مي آمدند و در خصوص

مسايل ديني خود از وي پرسش مي کردند و او نيز پاسخشان مي داد و

براي آنان احاديث بسياري از پدر و پدرانش ، از علي( ع ) و رسول خدا ( ص )

نقل ميکرد . چون با امام رضا ( ع ) به نزد مأمون بازگشتم وي درباره حالت

آن حضرت در سفر از من پرسش کرد . من نيز آنچه ديده بودم از روز و شب

و کوچ و اقامتش براي وي باز گفتم .

مأمون گفت ، آري ابن ابو ضحاک وي از بهترين مردم زمين و داناترين و

پارسا ترين ايشان است .

سمعاني در انساب مي نويسد : ابو حاتم بن حبان بستي روايت کرده است

از پدرش ، عجايب ، روايت کرده است از او ابوصلت و ديگران که امام رضا

دچار توهم مي شد و خطا مي کرد . به اعتقاد من رضا از نسبي شريف

برخوردار بود ؟ از جمله عالمان و فاضلان محسوب مي شد و خلل در روايت

او از سوي راويان است ، هيچ راوي ثقه اي از او روايت نکرده جز آنکه متروک

گشته است . يکي  از روايات مشهور از آن حضرت صحيفه است که راوي آن

بدين خاطر مورد طعن قرار گرفته است . يکي از کساني که نسخه اي از

انساب را در اختيار داشته ، چنان که در نسخه چاپي اين کتاب مشهود

است ، برهامش آن چنين نوشته است : به اين گستاخي  بزرگي که از

سوي اين مغرور عنوان شده بنگر ! چگونه فرزند رسول خدا ( ص ) و وارث

علم و دانش آن حضرت و يکي از علماي عترت نبوي و امام ايشان که بر

افزوني  علم و شرف وي اجماع کرده اند در علم رسمي براي دستيابي

به دنيا تلف کرده و بالاخره بر مسند قضاوت بلخ و غير آن تکيه زده چگونه

آشکار گرديده است که امام علي  بن موسي الرضا توهم و خطا

کرده است ؟ حال آنکه فاصله زماني ميان اين دو در حدود يک صد و پنجاه سال

مي باشد . اگر دشمني با خاندان پيامبر ، که خداوند به حب و مهر ورزي

نسبت به ايشان امر کرده است و پيامبر بر تمسک به آنان فرمان داده نيست ،

پس چه دليل ديگري براي اثبات گفته خود دارد ؟ خدا آنان را بکشد به کجا

رانده مي شوند . ؟

از قراين بر مي آيد که يکي از خوانندگان اين کتاب که نتوانسته چنين سخني

را تحمل کند ، به قصد نابود کردن آن محکم بر روي  آن کوبيده است ، اما آن

هنوز آشکار و روشن باقي است
 

نوشته شده توسط چشم به راهان در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386

لينك مطلب |


لينك باكس ها

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by masihezaman.blogfa.com