تبليغاتX
مسیح زمان

مسیح زمان

به وبلاگ بسیج دانشگاه پیام نورساری خوش آمدید


آقاي عزيز!در اين رحم طبيعت،چه بدي از عالم ديديد که خودتان را

 نمي سازيد؟آسمان،زمين،آفتاب و درياهاي اين عالم،همه خدمتگذار شما هستند.

خدمتگذارتر از نظام هستي و اين عالم طبيعت و اين ملک و ملکوت به 

خود،کجاپيدا مي کنيد؟تا بگوييد گرسنه ايم،غذايتان آماده است.تا بگوييد  

تشنه ايم،از قبل آب آماده است.مي داني همين آب که يک ليوان 

 بر ميداري و شير آشپزخانه را باز مي کني و نوش جان مي فرمايي،از 

 کي دنبال تو به راه افتاده است؟اين آب ماههاقبل از دريا برخاست،ابر شد 

 و به آسمان رفت،آنگاه برف شد و به قله دماوند باريد وآب شد و  

مسيرهايي را طي کرد و به در منزل شما آمد و مي گويد من تشنه تو  

هستم.چرا به او خيانت مي کنيد؟

امام سيدالشهدا(ع)به يکي از اصحاب که از حضرت سؤال کرد چه کنم
 

 که گناه نکنم.فرمودند:اگر مي خواهي گناه کني،به جائي برو که خدا تو 

 را نبيند و از نعمت خدا استفاده نکني.شما که مي خواهيد گناه کنيد ديگر 

 با نعمت خدا چرا؟اين نان و آب واين زمين و آسمان به ما خدمت 

 مي کنند و ما يک بار به خدا نمي گوييم که ممنونيم.

شما که اگر به اين حسينيه و آن حسينيه دسته روي کنيد و يک استکان 
 

چاي به شما کم بدهند مي گوييد چرا از ما تشکر نکردند اما چرا شبانه  

روز کفر مي ورزيد و از خدا تشکر نمي کنيد؟چرا به اندک  

خدمتي،هزاران جور تشکر انتظار داريد،اما يک عمر بر سر سفره حق  

مي نشينيد و از گناه در پيشگاه خدا هيچ خجالت نمي کشيد؟

به ما فرموده اند بهترين وقت دعا شب قدر است،سيدبن طاووس
 

 مي فرمايد در شب قدر به اين فکر بودم چه دعايي کنم که دلم آرام بگيرد 

و فردا پشيمان نشود و نگويم چرا آن دعاي ديگر را نکردم که يکدفعه به 

جانم اين طور القاء شد و ديدم از اينکه مردم در پيشگاه خدا گناه مي کنند 

 خجالت مي کشم.لذا از خدا خواستم کاري کند که مردم در پيشگاه خدا  

گناه نکنند.چرا ما بايد گناه کنيم و امام زمان خجالت بکشد؟چرا بايد 

 کاري کنيم که حضرت بقيةالله در پيشگاه خدا خجالت بکشد؟


اجتماع ما دارد منحرف مي شود،غذاها همه بوي ناخوش دارد،چهره ها  

همه عوض شده،کوچه و بازارها متعفن شده است،خريد و فروشها و تمام 

وامها همه متعفن شده و رنگ روها برگشته است.اقلاً بياييد من و شما  

همت کنيم و در کنار حلال خدا حرام نخوريم.در دفتر دل مي فرمايند  

چهار صفت را در خودتان بکشيد که يکي از آنها اردک صفتي است.  

 مي گويند چهار پرنده اي که حضرت ابراهيم(ع) آنها را کشت  


کرکس،طاووس،اردک و خروس بودند.اينها همه رمز است.چرا حضرت  

ابراهيم(ع) بايد سر اين خروس بيچاره را ببرد؟زيرا خروس مظهر  

شهوت است،پس شهوت را بکش.اردک مظهر لجن خوري است و در  

کنار آب صاف،به سوي آب گنديده مي رود و لجن مي خورد و براي  

همين است که تخمش خيلي بدبو است.


پس از صفت لجن خوري و مال حرام خوري هم پرهيز کن و اين صفت  

را در خودبکش و به همين ترتيب کرکس مظهر لاشه خوري و طاووس  

مظهر خودنمايي وخودخواهي و اين هر دو صفت رذيله ديگر را هم بايد 

در خودت ذبح کني.

الآن به شما عرض مي کنم که گناه در اجتماع ما روز به روز دارد روي
 

هم انباشته مي شود.من از جنگ خاطراتي دارم و صحنه هايي در جنگ 

و پشت جبهه ديدم که با اين وسعت کار علمي،نوشتن و کارهاي  

ديگر،اصلاً وقت آن را ندارم که دست به قلم کنم.بايد بگويم اصلاً خدا اين  

صدام را رسانده تا هر که را از قبل گناهي کرده مجازات کند،اکنون در 

اجتماع ما رباخواري،شراب خوري،اعتياد،ولگردي،هرزگي و

از همه بدتر روابط نامشروع دخترو پسر واويلاست.وقتي به چون مني
 

 که در گوشه اي خزيده ام و به کار خويش مشغولم و از همه جا 

 بي خبرم اين همه خبرها از خلافهاي موجود در اجتماع مي رسد پس  

براي آنان که در گود قضيه اندچه خبر است؟وقتي نطفه ها قاطي 

 مي شود و کار از ريشه خراب مي گردد،آيا مي ديگر مي توان ساقه و 

شاخه و برگ را درست کرد؟آيا آن وقت ديگر مي شود در شب عاشورا 

آدم ساخت؟عاشورا را در ازدواجتان دريابيد،عاشورا را در هنگام  

انعقادنطفه هايتان دريابيد.اگر  مي خواهيد عاشوراي حسيني 

 داشته باشيد دختر و پسرها را دريابيد.چرا امروز اگر دختري بخواهد  

چادر به سر کند و به سوي پسر نامحرم نرود،هيچ آبرويي برايش 

 نمي گذارند و با متلک و آبروريزي و مسخره کردن ها و غيره و غيره  

او را گرفتار مي کنند؟چرا مدارس و دانشگاههاي ما به اين وضع  

اسف بار درآمده است؟ما کجايي هستيم و داريم کجا مي رويم؟چه کنم 

 که آنچه اندردل بود اظهار آن مشکل بود.عزيزان باز هم مي گويم 

 درس بخوانيد و انسان باشيد و بگذاريد  

جامعه يک جامعه اسلامي قرآني محمدي علوي فاطمي باشد و به طور 

کلي اصلاح شود.خود را دريابيد و از خودشناسي و خودسازي غافل  

نباشيد که به هر جاي ديگر جز اين برويد پشيمان مي شويد و بالأخره 

 باز مي گرديد منتهي با کوله باري از آه و حسرت و بيچارگي که  

خروارها آتش سوزان مادي در مقابل آن حسرت چون آبي است 

 در مقابل آتش.اگر چه آنگاه ما نيز درآن حسرت و بيچارگي شما 

 بي تقصير نيستيم اگر اکنون اين حرفها را به شما نگوييم.

پس:تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. 

                                         والحمدلله رب العالمین 

            حضور ومراقبت(حضرت آیت الله صمدی آملی)               

نوشته شده توسط چشم به راهان در دوشنبه نهم مهر 1386

لينك مطلب |

رمضان از راه رسید،چشم بگشا گوش دل باز کن و دل و جان را به بانگ عرشیان بسپار.

ماه عشق،ماه ضیافت الله تو را می طلبد،زنگار دل از هوسهای غیر الهی بزدا و یاد عشق

را در آن نقش کن.وابستگی و غرق شدن در مادیات،تو را از خود جدا می کند و با خود

بیگانه می سازد.روزه،انسان غرق شده در دنیای مادی را از اعماق دریای غفلت ها بیرون

می کشد.رمضان ماه مهمانی حق است با مخلوق و آن گاه که مخلوق پا به ضیافت سبز حق

می گذارد،به یاد او زنگار پستی ها را از خود می زداید و با آب دیده،جان را جلا می دهد.

فرصت را غنیمت شماریم و تا چراغ رمضان روشن است راه را بیابیم که در ظلمات ناسوت

راه بسی سخت و دشوار است.                     حق راهنمای شما

نوشته شده توسط چشم به راهان در یکشنبه یکم مهر 1386

لينك مطلب |


لينك باكس ها

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by masihezaman.blogfa.com