به وبلاگ بسیج دانشگاه پیام نورساری خوش آمدید
والکاظمين الغيظ والعافين عن الناس
روحاني تعريف مي کرد در مشهد بعد از نماز ظهر و عصر با عده اي که دور عارفي جمع شده بودند دعاي توسلي گذاشتند و به حالي دست يافتند.بعد از دعا هنگام صرف چاي مرد عراقي النسلي حکايتي را تعريف کرد بدين قرار:
ما در کاظمين در خياباني که به حرم مطهر امام موسي کاظم(ع) منتهي مي شود و البته با خود حرم يک کيلومتري فاصله دارد مغازه اي داشتيم.مرد يهودي بود که هر روز از لج ما شيعيان مي آمد جلوي مغازه و رو به حرم فحش و ناسزا نثار حضرت مي کرد.ما هم با پشتوانه اي که يهوديان داشتند کاري از دستمان بر نمي آمد،اگر کوچکترين اعتراضي مي کرديم مغازه و زندگيمان را از دست مي داديم.
ناچار اشک ريزان به حرم مي رفتيم و از حضرت مي خواستيم که خودش به گونه اي جواب اين يهودي را بدهد.
يک روز صبح طبق معمول مرد يهود آمد و رو به حرم شروع به گفتن لغويات کرد.ناگهان
در مقابل چشم همه مرد يهود از زمين بلند شد به صورت افقي درآمد و آنچنان محکم به زمين کوبيده شد که در جا مرد و حتي جمع کردنش هم مشکل بود.شيعيان با ديدن اين صحنه ذوق زده شدند و با شوق به سمت حرم حضرت براي تشکر دويدند.
همان شب يکي از مريدان حضرت امام موسي کاظم(ع) حضرت را در خواب ديدند و از حضرت تشکر کردند و گفتند:اي مولا چرا زودتر از اين اقدام نکرديد.
حضرت فرمودند:حادثه امروز هم کار ما نبوده.امروز حضرت ابوالفضل مهمان ما بودند.
هنگامي که آن مرد يهود شروع به ناسزا گفتن کرد حضرت ابوالفضل نتوانست طاقت بياوردو از ما اجازه گرفت که سزاي آن مرد را بدهد.و کرنه ما همچنان در مقابل آن يهودي صبرپيشه مي کرديم.
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by masihezaman.blogfa.com